حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2607
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
از فيرميلين اسقف قيصريّه در كاپادوكيّه - بند 76 اين نويسنده گويد : پس از كشته شدن خسرو ولات ارمنستان در فريگيّه نظر بمنافع مشتركى ، كه داشتند ، قشون يونانى را باتفاق بارمنستان دعوت كردند ، تا با پارسىها بجنگند و مملكت را حفظ كنند . در همينوقت آنها امپراطور والرين را از اين اقدامشان آگاه داشتند ، ولى او بموقع بارمنستان براى حفظ آن نرسيد ، بعد به زودى درگذشت و امپراطورى به كلود « 1 » و اورلين « 2 » رسيد و يكى پس از ديگرى در ظرف چند ماه سلطنت كرد . سپس كوينتوس « 3 » ، تاسيت « 4 » و فلورين « 5 » بحكومت رسيدند . در خلال اين احوال اردشير مملكت ما را تصاحب كرد ، يونانيها را شكست داد ، اسراى زياد برگرفت و قسمت بزرگ اهالى را معدوم ساخت . پس از آن ولات با اشكانيان ( ارشگونى ) فرار كرده بيونان رفتند . يكى از اشكانيان آرتاوازت مانتاگونى « 6 » تيرداد پسر خسرو را ربوده بدربار امپراطور برد . بر اثر اين احوال تاسيت ديد مجبور است به قصد اردشير حركت كند ، از اين جهت به پنت درآمد و برادرش فلورين را با قشونى به كيليكيّه فرستاد . اردشير به تاسيت رسيد و او را شكست داد . بعد امپراطور را در جانيك ، كه در قسمت شرقى پنت در خالدى « 7 » است ، كسان خودش كشتند . برادرش فلورين را هم به همين نحو 88 روز بعد در تارس بقتل رسانيدند ( تارس كرسى كيليكيّه بود . م . ) . بعد موسىخورن از قول همان نويسنده گويد ( بند 77 ) : پروبوس « 8 » ، كه بر يونانىها سلطنت ميكرد ، با اردشير صلح كرد ، مملكت ما را تقسيم و حدود آن را با خندقهائى معلوم داشت . اردشير طبقه ساتراپها ( ولات ) را باطاعت درآورد ، مهاجرين را دعوت كرد برگردند و باستثناى يك والى ، كه نامش ( ادا ) و از خانواده آمادونى ، داماد خانواده سلگونى و پدرخواندهء خسرودخت دختر خسرو بود ، ساير اقويا را مطيع خود ساخت . ادا در كوه آنى پنهان شد . اردشير
--> ( 1 ) - Claude . ( 2 ) - Aurelien . ( 3 ) - Quintus . ( 4 ) - Tacite . ( 5 ) - Flaurien . ( 6 ) - Artavazt Mantagouni . ( 7 ) - Chaldie . ( 8 ) - Probus .